قانون خدا تعطیل بردار ...

 

عدم تبعیض در اجرای احکام اسلامی

ظاهرا در فتح مکه است .زنی از اشراف قریش دزدی کرده است . به حکم قانون اسلام دست دزد باید بریده شود .

وقتی قضیه ثابت و مسلم شد و زن اقرار کرد که دزدی کرده ام ، می بایست حکم در مورد او اجرا می شد . اینجا بود که توصیه ها و وساطت ها شروع شد.

یکی گفت: یا رسول الله اگر می شود از مجازات صرف نظر کنید ، این زن دختر فلان شخص است که می دانید چقدر محترم است ، آبروی یک فامیل محترم از بین می رود .

هر چه گفتند ، فرمود : محال و ممتنع است . آیا می گوئید من قانون اسلام را معطل کنم ؟ اگر همین زن یه زن بی کس می بود و وابسته به یک فامیل اشرافی نمی بود ، همه شما می گفتید بله دزد است ، باید مجازات بشود ولی این زن به دلیل اینکه وابسته به اشراف قریش است و به قول شما آبروی یه فامیل اشرافی از بین می رود، مجازات نشود؟!

قانون خدا تعطیل بردار نیست ابدا شفاعتها و وساطت ها را نپذیرفت.

سیری در سیره نبوی(استاد مطهری)

امام و شهدا

دم مسیحایی

یه چیزهایی است که نه زوری است نه پولی ، عشقی عشقی است .کم می شود آدم اینقدر کشته مرده داشته باشد . فرق هم نمی کرد،  مذهبی و غیر مذهبی ، لات ، روحانی ، دانشگاهی ، دکتر ، بی سواد ، زن ، مرد،  بچه و بزرگ ، خرابش بودند.می گفت این کار باید بشود،  هرچی نشدنی بود ، شدنیش می کردند.شرق و غرب ، به عبارتی کل دنیا ایستاده بودند جلوی ما ، محاصره ی کامل،  می گفتیم :چه کنیم ؟

می گفت: تکلیف ما را سیدالشهدا مشخص کرده است.

خیلی ها بودند که تا ته خط رفته بودند مثل مجتبی صالحی مثل.....حُر وار برشان گرداند.می گفت:«من منتظرم که این حصر آبادان شکسته بشود...، مسامحه نشود ، حتما باید شکسته بشود ...» بچه ها می شکستندش .شاید بزرگترین آرزوی بسیجی ها بعد از زیارت کربلا ، زیارت او بود ، پیرمردی که هیچ وقت از هیچ کس نمی ترسید .

عملیات خیبر گفته بود: جزایر مجنون باید حفظ شود،  دیگر کسی ملاحظه هیچی را نمیکرد .گریه می کردند می گفتند : امام گفته ، حسین وار بجنگید .شده بود رجز حاج همت ، همین طوری هم شد،  قصه ی بچه های گردان حنظله هم در فکه همین بود. اما اینها فقط یک طرفه نبود آن طرف هم پیرمردی بود به یک چیزهایی وصل. از حال وروز بسیجی هایش خبر داشت ، دوستشان داشت ، دست و بازویشان را می بوسید و ........

و اما قصه بچه های گردان حنظله

ساعتهای آخر مقاومت بچه ها در کانال،  بی سیم چی گردان حنظله «حاج همت» را خواست.حاجی آمد پای بی سیم و گوشی را به دست گرفت صدایی ضعیف و پر از خش خشی را از آن سوی خط شنیدیم که می گوید: فلانی رفت .... فلانی هم رفت باطری بی سیم دارد تمام می شود عراقی ها عنقریب می آیند تا ما را خلاص کنند.... من هم خداحافظی می کنم.

حاج همت که قادر به شکستن حلقه محاصره تیپ های تازه نفس دشمن نبود همانطور که به پهنای صورت اشک می ریخت گفت:بیسیم را قطع نکن...حرف بزن ، هرچی دوست داری بگو ،اما تماس خود را قطع نکن. صدای بیسیم چی را شنیدم که می گفت : سلام ما را به امام مان برسانید از قول ما به امام بگویید همانطور که فرموده بود حسین وار مقاومت کردیم ماندیم و تا آخرین نفر جنگیدیم.

 

 از تی شرت عزاداری تا مدل موی عاشورایی

 

  از تی شرت عزاداری تا مدل موی عاشورایی!!!

   

 تي شرت استين بلند پسرانه
 ويژه محرم

دهه اول محرم که معمولاً اوج مراسمات و عزاداری ها برای ابا عبدالله الحسین است با تمام شور و حالش گذشت. اما درباره حادثه ای که در دل خود انواع و اقسام ایثار، حماسه، جوانمردی، مظلومیت، احساس، عاطفه و ... و از طرف دیگر پستی، رذالت، جهالت، بی رحمی و ... را یک جا دارد آیا واقعاً اون جور که باید معرفت پیدا کرده ایم !!!

كم دقتی به ریشه‌های اصیل و تاریخی و فلسفی وقایعی چون عاشورا از جمله كاستی‌هایی بوده كه طی چند قرن باعث ورود بدعت های ناهمگونی در مراسمات محرم شده و علی الخصوص در این چند سال اخیر شاهد هستیم که جریانی آرام آرام و برنامه ریزی شده، مجالس و عزاداری های ما را نشانه گرفته و بصورت نرم با ایجاد بدعت و خرافات باعث انحراف ذهنها از پیام واقعی عاشورا و فهم عمیق دلایل وقوع حماسه کربلا و درسهای آن شده است.

از اینکه چرا سینه‌زنی و گریه برای امام حسین علیه السلام و خانواده‌ای که عزت مندانه جنگیدند و مظلومانه شهید و اسیر شدند ، تبدیل شد به زنجیر زنی و بلندکردن علم های گران قیمت که بعضاً جنس ورق و تعداد تیغه های اون وسیله ای برای چشم و هم چشمی دسته های عزاداری در خیابانها شده و یا حمل تصاویر و تمثال هایی که در بعضی از موارد تداعی کننده چهره ی شخص خاصی است!! و عمل مطرود قمه زنی که به لطف فتوای مراجع عظام خصوصا حضرت آقا حرام اعلام شد (هر چند بعضی ها در خفا این مراسم رو انجام میدن) و...که بگذریم به تازگی شاهد بروز مسائلی در عزاداری ها هستیم که واقعاً جای تامل و تفکر و هشدار داره.

از جمله این بدعت ها می توان گرایش مجالس عزاداری به سمت تجمل گرایی دانست. براستی چه حکایتیه این حکایت چشم هم چشمی مسجد محله بالا با مسجد محله پایین و دسته ها و هیأت های عزاداری که کار رقابتشان به جایی رسیده که حتی وقتی به هم در خیابون می‌رسند، نه تنها حاضر نیستند به احترام دیگری سکوت کنند، بلکه صدای نوحه خوانهایشان بلندتر از قبل هم می‌شود و یا همین مداحی های عجیب و غریب که یاد آور آهنگهای لوس آنجلسیه و یا نصب بنرهای تبلیغاتی این مراسمات که بعضاً میبینیم که سخنران مجلس بسیار ریز نوشته شده و در مقابل اسم مداح آن که به لطف نواهای ریتم دار خود اسم و رسمی پیدا کرده با عبارت درشت نگاشته شده و یا پوشیدن برخی تی‌شرت‌ها و بلوزهای مشکی با نوشته‌های لاتین بی‌معنا و مفهوم و گاه متضاد با فرهنگ اسلامی و اخیراً هم شال عزاداری و تی شرتهای حسینی به بازار عرضه شد که در تبلیغ  آن درج شده بود " تي شرتي فوق العاده براي عزاداران واقعي"!!!!

و یا آراستن مو به رسم عزا!! که شخص  به جای ژل و حالت دهنده های معمول، از گِل به صورت" های لایت" بر روی موی سر فشن شده اش استفاده می کند که واقعا جدید ترین نو آوری در نوع خودش است !!

مگر نه اینکه  تن حسین فدا شد تا روح او بماند و ما را نجات دهد پس چرا روح دین رها شده و تن دین تنیده شده؟!

آیا براستی اینها بازی‌های دشمن نیست؟ دشمنان می دانند كه نمی‌توانند برنامه‌های عزاداری و شور حسینی را از بین ببرند، برای همین از راه تحریف ها و بدعت ها می خواهند مسیر عزاداری واقعی را منحرف کنند.

امروز سوگواری برای امام حسین و زنده نگهداشتن مشعل فروزان عاشورا دشمنان قسم خورده ای دارد که بر ماست با درک صحیح ماهیت قیام عاشورا دشمنان امروزی را بشناسیم و با مکرهایشان آشنا شویم.

خدایا ! ما را از نمونه ارادۀ حسینی برخوردار بفرما .اگر علم و دانشی از حادثۀ نینوا  را به ما عنایت فرمودی، مرحلۀ دوم را هم که عبارت است از چشیدن حقیقت ارزش های این داستان ، بر ما عنایت بفرما. در آن هنگام که ما را از این دو مرحله رد کردی ، یا این دو مرحله را بر ما عنایت فرمودی، هم فهمیدیم حادثه چیست و هم علل و ارزش های انسانی والای آن را درک کردیم، اراده ای برای تطبیق زندگی با این ارزش ها به ما عنایت بفرما.(علامه جعفری )