شهادت طلبان...

عمليات استشهادي

ثبت نام براي عمليات استشهادي ضد اسرائيل


هر كه دارد هوس كرب و بلا بسم الله...


هويتي كه نبايد مسخ شود...




اینکه عاشورا چیست، چگونه زنده خواهد ماند و قرار است چه نقشی در آینده ی تاریخ بشریت داشته باشد، مسائلی است که هم گسترده است و هم عمیق. بنابراین نباید انتظار داشت که در این چند سطر، حتی مقدار کمی از مطالب گفته شود...

بی شک امام حسین (ع) یک چهره شناخته شده تاریخ است و همه مسلمانان جهان و حتی افراد بیگانه از اسلام ،‌با نام عزیز حسین (ع) آشنا هستند و همه عزاداران زندگی نامه آن بزرگوار و ماجرای کربلا و شهادتش و مطالبی از این دست را می دانند. ولى آیا همه دوستداران و عزادارن آن امام با فلسفه قیام و شهادتش آشنا هستند؟ آيا مجالس سوگواري ما زبان گوياي پيام و اهداف والاي اين حادثه عظيم تاريخي است؟

عاشورا را بايد حقیقت اعلا و واقعیتی دانست مرکب از سه بعد پیام ، حماسه و سوگ و این ترکیب بدینگونه است که سوگ و مصیبت در خدمت حماسه و حماسه در خدمت پیام نه اینکه این هر دو در خدمت سوگواری . بنابر این اگر عزاداری های ما فقط ذکر مصیبت و عزا باشد و خالی از هرگونه حماسه و پیام آنگاه هویت عاشورا مسخ خواهد شد.در همه تلاشهای عظیم امام حسین (ع) و اصحاب او در پهنه کارزار عاشورا سخن از دین است و حفظ ابعاد آن و عدالت و آزادگی و مبارزه با ستم و تنفر از آشتی پذیری و تسلیم و هجوم به دشمن و کشتار آنان. روضه خوانی و عزاداری ، مظهر بعد سوم عاشوراست یعنی مصیبت و جنبه احساسی و عاطفی دارد و برای فراموش نشدن عاشوراست ، تا جنبه حماسی و پیامش زنده بماند .

پس این بعد هنگامی ارزش دارد که با منشا اصلی آن ، از هر حیث مطابق باشد. بنابر این همانگونه که مصیبت عاشورا و آن همه بلایی که بر سر امام و اصحاب و خاندان او آمده است در خدمت دین و عدالت بوده، باید مجالس ذکر مصیبت در خدمت همان حقیقت والا باشد تا معنا دهد و به مسخ ماهیت عاشورا نینجامد و مورد رضای خدا و ائمه قرار بگیرد.

بی شک از دل همین مجالس عزاداریست که زنان و مردان و جوانان درمی یابند که یزید تنها یک نام نیست و کربلا یک مکان نیست و میفهمند که همیشه و هر روز در میدان جهاد فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی و از آنها بالاتر، جهاد نفس هستند و روزهایشان معنی پیدا میکند و دچار روزمرگی نمیشوند. براستی که این اینگونه مجالس است که حبیب ابن مظاهر ها را زنده میکند و زهیر بن قین ها را از خواب بیدار میکند تا در لبیک به امام زمانشان از همدیگر پیشی بگیرند و آنگونه رجز خوانی کنند.

فرزندان خمینی کبیر هم شاگردان همین مکتب بودند که با لبیکشان، حماسه اي عاشورايي آفريدند و کمر ابرقدرت ها و يزيديان زمان را خورد کردند و الگویی برای همه مسلمانان و آزادی خواهان جهان شدند. امروز کشورهای بیدار شده ی اسلامی-مصر و تونس و یمن و بحرین- زهیر بن قین های جهان اسلامند. زهیر بن قین هایی که دیگر قرار نیست با امامشان غریبانه شهید شوند؛ بلکه تا آخرین نفس مبارزه می کنند و بر همه ی شرک و کفر چیره خواهند شد و پرچم فتح و پیروزی و آغاز حیات واقعی انسان ها را زیر سایه ی عدالت و معنویت برافراشته می دارند و طعم حقیقی حکومت الهی را همگانی می کنند. ان شاءالله


می خواهند "عمار" شوند...

می خواهند "عمار" شوند...


چهارشنبه افتتاحيه ي جشنواره فيلم عمار بود. ساعت 16 قرار بود برنامه شروع شود. حدوداً ساعت 16:15 دقيقه بود كه به سينما فلسطين رسيديم. وارد سينما كه شديم، خودِ آقا وحيدِ جليلي داشت قرآن افتتاحيه را تلاوت مي كرد! يعني كسي كه باعث و باني جمع كردن فيلم سازان و مستندسازان جوان و انقلابيِ جشنواره بود...صداي خوبي داشت. خدا خيرش بدهد، از آن انقلابي هاي پابرهنه است! از همان ابتدا چيزي كه ما را خيلي اذيت مي كرد، صندلي هاي خالي سينما فلسطين بود. از اين همه صندلي شايد 100 تايي از آنها پُر بود. جشنواره اي كه بدون شك مخالفان زيادي در داخل و خارج از كشور دارد، نبايد اينقدر غريب بماند.

سينما مال ما نبوده يعني مبدء و به نحوي مخترعش-اگر بتوان اسم اختراع بر آن نهاد- ما نبوده ايم؛ اما چه بخواهيم و چه نخواهيم هنرهاي تصويري مثل فيلم، در حال حاضر نقش مؤثر و بارزي در پيشبرد يك تفكر و فرهنگ خاص ايفا مي كند. در غرب روال بر اين منوال است كه اول يك فكر توليد مي شود-فكري كه هم راستاي تفكر تمدن غرب است- و بعد اين فكر تئوريزه مي شود و به شكلي منطقي درمي آيد و بعد توسط تمام ابزارهاي موجود از جمله كتاب، روزنامه، سايت، سينما، موسيقي، تلويزيون و...بمباران تبليغاتي مي شود تا به فرهنگ عمومي تبديل شود.

مثلاً فرض كنيد آزادي در مصرف يا همان مصرف گرايي به عنوان يك فكر مطرح مي شود، اين فكر توسط تئوريسين ها به شكل منطقي درمي آيد و بعد توسط ابزارها و پتانسيل هاي موجود در غرب، به شدت تبليغ مي شود. اين چرخه ي باطل با ورود سرمايه دارها تكميل مي شود. در واقع سرمايه دارها، فكر تئوريسين ها را مي خرند و بعد فكر توليد شده با ابزارهاي موجود-كه آنها هم در اختيار سرمايه دارها است- به فرهنگ عمومي تبديل مي شود؛ در انتها نيز سود اين فرهنگ عمومي غلط، به جيب كمپاني ها و سرمايه دارها مي رود...

با توجه به چيزهايي كه گفته شد، فرض كنيد كه در دنيا كساني پيدا شده اند كه مي خواهند از اين ابزارهاي موجود مثل سينما در چرخه اي غير از اين چرخه ي باطل، يعني چرخه اي غير از چرخه ي زور(ابزارهاي تحميل) و زر(سرمايه سرمايه دارها) و تزوير(فكر تئوريسين ها)، فضائل انساني و عدالت را ترويج دهند... چرخه اي كه نه سرمايه ي آنچناني دارد- در مقايسه با حريف تقريباً صفر است- نه تئوريسين هاي آنچناني-خيلي معدود- كه در اين موضوعات وارد شده باشند و اين عَلَم افتاده را بردارند...فقط مي ماند يك عده برو بچه هاي انقلابي كه مي خواهند پيام ظلم ستيزي و عدالت طلبي و در يك كلام پيام انقلاب خميني(ره) را به گوش جهانيان، در يك نبرد نابرابر و با دستان خالي ولي قلب هاي استوار و با توكل برسانند..."أين عمار" رهبر را هميشه با خودشان زمزمه مي كنند تا "عَلَم عمار" پايين نيايد.

بروبچه هاي جشنواره ي فيلم عمار، آقا وحيد، حاج نادر طالب زاده! اگر نمي شناختمتان حتماً مي آمدم و بِهِتان مي گفتم كه " قلّت عدد " و " كثرت عدوّ "، گام هاي عمارگونه ي شما را سست نكند؛ اما مي دانم كساني كه از صداي نجيب و فريم هاي تاريخي روايت فتح سيد مرتضي الهام مي گيرند، مثل خود آقا مرتضي، نه به " قلّت عدد " مي نگرند و نه به " كثرت عدوّ "، بلكه تنها به اكسير "تكليف" نظر دارند...

حال آيا كساني كه قرار است چنين خاكريزهاي بزرگي را به امر رهبرشان فتح كنند، آيا نياز به حمايت و تشويق بدنه ي حزب الله ندارند. چرا ما حزب اللهي ها تشويق هايمان از يك حركت انقلابي-فرهنگي مثل انتقادهايمان در مورد كم كاري هاي فرهنگي، صريح و عملي نيست؟

محمد روزبهاني(وبلاگ حزب الله)

---------------------------------------------------------------------------------------------


پ.ن1: با وجود اينكه متاسفانه دو روز بيشتر فرصت نكردم تو اين جشنواره شركت كنم اما فضاي جشنواره رو فضاي خوب و ارزشي ديدم و الحق آثاري به نمايش گذاشته شده بود كه دغدغه هاي انقلاب اسلامي داشتند فقط چيزي كه جاي تامل داشت استقبال كم بچه حزب اللهي ها از اين جشنواره بود ...

پ.ن2: اين فرصتها رو به همين راحتي از دست نديم ! ماهايي كه هميشه مي ناليم كه چرا فضا مناسب براي چنين فعاليتهاي فرهنگي برامون وجود نداره! اگر خودمون ميتونيم تو اين عرصه آثاري رو داشته باشيم كه چه بهتر و الا با حضور معنوي خودمون براي ديدن اين آثار تو اين جهاد فرهنگي سهمي داشته باشيم.